آرایشگاه زنانه نزدیک اوین
آرایشگاه زنانه نزدیک اوین : آنگاه رستم گله ها را با چهار فیل سفید پیش خود برد. اما همین حالا که قهرمان در میان گلهها مانده بود، افراسیاب که دلش میخواست به اسبهای مورد علاقهاش نگاه کند، از مخفیگاهش بیرون آمد و در خواب ندید که دشمنش نزدیک است. پس چون رستم را دید، مضطرب شد، زیرا گمان کرد که پهلوان مخفیگاه او را یافته و برای بردن او بیرون آمده است.
رنگ مو : پس به سرعت به پهلوی و با حمایت کسانی که با او بودند، جنگید. اما افسوس بر افراسیاب! زیرا دوباره رستم با چنان قدرتی جنگید که به سرعت بر تمام نیرو چیره شد و شصت نفر را با شمشیر و چهل نفر را با گرز خود کشت. سپس پادشاه، وحشت زده، به سرعت و بی سر و صدا به یک مخفیگاه جدید فرار کرد و دوباره از سرنوشت تلخ خود ناله کرد.
آرایشگاه زنانه نزدیک اوین
آرایشگاه زنانه نزدیک اوین : اکنون رستم مشتاق تعقیب افراسیاب بود، اما در این لحظه اکوان شبنم بار دیگر بیرون آمد و فکر می کرد که پس از چنین مبارزه سختی قهرمان طعمه ای آسان به دست او خواهد افتاد. اما رستم به سرعت بر او هجوم آورد و با شمشیر چنان ضربتی زد که اینک! سر دیو از بین رفت و قبل از آن می ...